من، رمضان و تو

ماه رمضان هم گذشت. ماه رمضانی که بخاطر تو نتوانستم روزه دار باشم. ماه رمضانی گرم که برنامه تغییر یافته خواب و گرما رویهم شرایط سختی برایم ساخت. دغدغه روزه دار نبودن هم بود. اما شب های قدرش متفاوت بود. حس می کردم اولین شب قدرت است. تویی که هستی و وجودت هنوز در زمین دیده نشده و قدری که مقدر می کند و تویی که باید می شناختی قدرش را. برایت بسیار گفتم از قدر و برایت از خدا بسیار خواستم. امید که خواستم خواستش باشد که سلامتی و صلاح و عافیت را برایت بخواهد.

زیباتر اینکه امسال زکات فطره ات را نیز مثل یک آدم بزرگی که قوت روزانه اش برنج است پرداخت کردیم. هرچند که حضورت را مدام به چشممان می آوری اما کاملا رسمی شدی و صاحب جایگاه.

امیدم سلامتی توست و عاقبت به خیری ات

Advertisements
این نوشته در مادرانه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s