لحظه دیدار

همزمان با صدای گریه ای که در گوش سمت راستم می شنیدم، سعی کردم سرم را به سمت صدا بچرخانم. ایمان – پدرت- با لباس سبز عمل ایستاده بود و کمی آنسوتر تو را می نگریست. متوجه اشک هایش شدم. حسودی ام شد که می تواند تو را آنگونه ببیند و برایت اشک شوق بریزد. به شدت منتظر دیدنت بودم. اما آنسوتر در حال احیای تو بودند و من جز صدا از تو هیچ تصویری نداشتم. چند لحظه بعد قیچی جراحی را در دستان ایمان دیدم. می دانستم که پدر می تواند خود انتخاب کند که با بریدن بند ناف خوش آمدگوی تو به دنیای جدیدت باشد. باور نمی کردم ایمان زیربار چنین کاری برود. اما تا همین اندازه فهمیدم که حس بودن تو، حس اینجایی کردنت را هم به او داده است. حتما برایت گفتنی های زیادی از آن لحظه دارد. لحظه ای که برای هیچکدام از ما تکرار ناشدنیست.

فکر می کردم مدت زمان زیادی گذشته و انگار بینش خواب بوده باشم. اما زیاد هم نبود. یک لحظه روی صورتم لطیف ترین و نرم ترین و مطبوع ترین چیزی را که می شد لمس کرد ، حس کردم. تلاش کردم تا می شود سر بگردانم و هرچه بیشتر لذت بصری و لمسی از وجودت ببرم. گریه می کردی و روی گونه من قرار گرفتی. صدایت آرام شده بود. هردو برای هم آشنای نه ماهه ای بودیم که لحظه ی دیدار را انتظار می کشیدیم. آرام شدی. تنها چیزی که از حسم توانستم بلند بگویم این بود که » فتبارک الله احسن الخالقین » و کمی سعی کردم دهانم را به گوشت بچسبانم و بگویم » خوش آمدی دخترم» پدرت بالای سرمان بود و فیلمبرداری هم تصویربرداری می کرد. دیگر حسی از اتاق عمل نداشتم.

آمده بودی و من دیگر نیاز نبود استرس یک ساعت عمل را داشته باشم. زودتر از زمان ممکن عمل پایان یافت و از آن خارج شدم.

bimarestan2

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای لحظه دیدار

  1. بازتاب: همین بس است مرا … |

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s