دست و پای بلوری

قبل‌تر از دست‌هایت نوشته‌ بودم.  باید کمی هم از پاهایت می‌گفتم که قربان صدقه‌رفتن‌های مادرانه‌ام به دست و پای بلورین‌ات به ضرب‌المثل‌ها بیاید. بالاخره مادر است و دست و پای بلوری فرزندش. مادر است و تصور خاص بودگی، و همیشه‌ی زمان‌ها بوده‌اند بی‌شمار کودکانی که برای مادرانشان خاص بوده‌اند و انسانیت و مهربانی با همین خاص تصورشدگی‌ها رشد کرده است. کلی از اعتماد به نفس‌های کاذب یا واقعی ما از همین فدایت‌شوم‌های مادرانه ریشه دوانده و تا بوده چنین بوده و تا هست هم همین هست. باید که چنین باشد.

پاهایت را دوست دارم و از دیدنشان سیر نمی‌شوم. پاهای کوچکی که ارثیه‌ی مادری من است و نتیجه‌اش نایاب بودن کفش‌ با سایز اندازه در بزرگسالی است. از شکل و شمایلش پیداست که در آینده تو هم  باید همیشه دنبال کفش‌های روبسته بگردی، تپلی پاهایت برایم این گواه است. خلاصه اینکه کارم شده دیدن دست و پاهایت. خصوصا وقت‌هایی که شیر می‌خوری. گویا بزرگ شدنت و پیشرفت حرکاتت خود را اول در دست‌ها و پاهایت نشان می‌دهد. وقتی با پاها به اجسام آویزان روی تشکت می‌کوبی و یا وقتی با دستها، دستهایم را محکم می‌گیری. مادرانگی‌ام با دست‌ها و پاهایت کامل می‌شود.

salma005

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s