یه فهمالوی کوچولو

این روزها هرچه بیشتر با تو و توانایی‌هایت مشغول می‌شوم. این روزهایی که لذت‌بخش‌ترینِ روزهای باتوست. هرچند مگر وجود نازنینت غیر از شیرینی چیز دیگری تا به امروز داشته؟!

این روزها به سرعت بزرگ می‌شوی و بزرگ شدنت به چشم ما که هرروز و هر لحظه تو را می‌بینیم هم آمده. دخترکی که به مهارت می‌ایستد. چندقدمی راه می‌رود. دخترکی که به تنهایی تمام خانه را درمی‌نوردد.

اما آنچه این روزها را بسیار بسیار جذاب کرده حرف زدن‌هایت است. مهارتت در گفتن حروف بالا رفته. تبدیل شده‌ای به یک طوطی که هر وقت سر حال  و حوصله باشی حرف‌های ما را تکراری می‌کنی و چه وصف‌ناشدنی است وقتی کلمه‌ای را نصف و نیمه از زبانت می‌شنویم. آنقدر فهمیده شده‌ای که حرف‌هامان را بفهمی و حرف‌هایت را بفهمانی .

به اندازه رشد مهارت‌های ارتباطی‌ات ارتباطمان هم نزدیک‌تر شده و وابستگی تو بیشتر. آنقدر که به راحتی خوشحالی‌ات را از دیدن ما نشان می‌دهی و دلخور بودنت از جداشدنت از دوست‌داشتنی‌های زندگی ات برای ما هم سخت و سخت‌تر می‌شود.

دوستت دارم دخترک نازنینم

salma217

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای یه فهمالوی کوچولو

  1. مامان آذر :گفت

    عزیزم قربون اون فهم و شعورت که ماشاءالله خیلی بیشتر از سنت است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s