می ریم اردو

  • مروز برای سلما اولین بود. اولینی که بابتش به من خیلی سخت گذشت. درواقع نه تجربه اول سلما که تجربه اول من بود.
    رضایت‌نامه اردو رو که توی کیفش دیدم کلافه شدم. تصمیم گرفتن سخت بود. به جد تصمیمم بر نرفتنش به اردو بود. باور نداشتم که بچه سه ساله نیاز به اردو داره و تعداد بالا و تعداد مربیا و کلی چیز دیگه ذهنم رو مشغول کرد. باور داشتم مادرهای زیادی مثل من هستن و نرفتن خیلی برای سلما سخت نیست.
    مهدش سر زدم و از خودش پرسیدم دوست داره بره یانه. باور ذهنیش عامل اجازه دادنم شد. گفت بچه‌های بد رو نمی‌برن و می‌دونم برای سلما دختر خوب بودن دغدغه است. همین باعث شد با هزار سلام و صلوات بفرستمش و تمام روز دلهره داشته باشم و منتظر عکسهایی باشم که مربی روی کانال مهد میگذاره.
    اما واقعا این دوگانه سازی ارزشی چرا برای سن اینا باید اتفاق بیافته؟ چرا تو نسل اینا هم بچه‌ها یا خوبند یابد؟ چرا نمی‌شه یکی شیطونتر باشه یکی پرانرژی‌تر و یا متفاوت‌تر؟ چرا بد؟ چرا مربی‌ها و معلمای کودک و نوجوان با این بدیهیات اشنا نمی‌شن
    خلاصه که امروز یک اولین بود

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s